پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

مقطعات

شمارهٔ ۳ - در حق آنکه باوی منازعتی داشت گوید

داناست روزگار از او نیستم خجل

کز کان روزگار چو من گوهری نخاست

گفتی بگویم آنچه جزای و سزای تست

از کس مترس و هیچ محابا مکن رواست

هر چه افتدت بگوی که لؤلؤ نهاده ام

نثری که بد دروغ تر از نظم نیک و راست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵شعرم چو گشت معجزه و سحر از او بکاست
  2. شمارهٔ ۶اکفی الکفاة مشرق و مغرب رشید دین
  3. شمارهٔ ۷ - درمدح خواجه مخلص الدین گویدچندان که در دوازده برج است هفت مرغ
  4. شمارهٔ ۸ - این قطعه در مدح امیرسید ذخرالدین بخط خود بسفیده نوشتای ذخر دین و دولت سلطان اهلیت
  5. شمارهٔ ۹ - در شکایت دوستی گفتقبول بین که در این سال سعد دولت و دین
  6. شمارهٔ ۱۰به من سید حسن زین زمانه
  7. شمارهٔ ۱۱ - در جواب خواجه ابوبکر شامی گویدبه من بوبکر حیدر تازه تازه
  8. شمارهٔ ۱۲تو چنانی زی که از شمایل تو
همه‌ی مقطعات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.