پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۸

آخر شبی ز لطف سلامی به ما فرست

روزی به دست باد پیامی به ما فرست

در تشنگیِّ وصل تو جانم به لب رسید

از لعل آبدار تو جامی به ما فرست

در روزهٔ فراق تو شد شام صبح من

از خوان وصل لقمهٔ شامی به ما فرست

آن مرغ نادرم که غمت دانهٔ من است

چون دانه‌ام نمودی دامی به ما فرست

وان هندویم که کنیت خاصم غلام تست

ای ترک شوخ‌نام غلامی به ما فرست

گر رد شدم ز بند غم آزاد کن مرا

ور کرده‌ای قبولم نامی به ما فرست

آخر توانگری ز وصال و جمال خویش

درویشم و نگه کن و وامی به ما فرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰ز پیش از آنکه برتابی عنانت
  2. شمارهٔ ۱۱کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت
  3. شمارهٔ ۱۲غم عشق تو یکدمم کم نیست
  4. شمارهٔ ۱۳دم فروکش دلا که همدم نیست
  5. شمارهٔ ۱۴آن دل که جو جانش داشتم نیست
  6. شمارهٔ ۱۵یا جانم ازین قالب دلگیر برآرید
  7. شمارهٔ ۱۶چون زلف سرفشان تو در تاب می‌رود
  8. شمارهٔ ۱۷چو غنچه وقت سحر حلّه‌پوش می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.