پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۴

در جهان دل‌شده‌ای نیست که غمخوار تو نیست

هیچ دل نیست که او شیفته در کار تو نیست

در همه روی زمین زنده‌دلی نتوان یافت

که به جان مردهٔ آن نرگس خونخوار تو نیست

تا به خوبی چو مه و مشتری آمد رویت

کیست آنکو به دل و روح، خریدار تو نیست

تا تو بر دست گرفتی ستم و خیره‌کشی

هیچکس نیست که در عشق، گرفتار تو نیست

به جمال تو که دیدار ز من باز مگیر

که مرا طاقت نادیدن دیدار تو نیست

یک مهی دولت گل گرچه به غایت تیز است

هم بدین رونق و این تیزی بازار تو نیست

سبزه پیرامن گل گرچه لطیف است ولیک

چون خط سبز تو بر روی چو گلنار تو نیست

نرگس و لاله به هم گرچه به غایت خوبند

هم بدان خوبی چشم تو و رخسار تو نیست

خال و زلف و لب تو مردفریبند ولیک

کس به مردافکنی طُرّهٔ طرّار تو نیست

گر تو را سرو نهم نام روا نبود از آنک

سرو را شیوه و شیرینی رفتار تو نیست

ماه را با رخ خوب تو برابر نکنم

زانکه مه را شکرافشانی گفتار تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶جانا اگرت در دل زایزد خبری مانده‌ست
  2. شمارهٔ ۷حسن جهانگیر تو مملکت جان گرفت
  3. شمارهٔ ۸آخر شبی ز لطف سلامی به ما فرست
  4. شمارهٔ ۹در چنین عشق مرا برگ تن‌آسانی نیست
  5. شمارهٔ ۱۰ز پیش از آنکه برتابی عنانت
  6. شمارهٔ ۱۱کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت
  7. شمارهٔ ۱۲غم عشق تو یکدمم کم نیست
  8. شمارهٔ ۱۳دم فروکش دلا که همدم نیست
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.