پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۳

تا نگویی که مرا بی‌تو شکیبایی هست

یا دل غمزده را طاقت تنهایی هست

نی مپندار که از دوری روی تو مرا

راحت زندگی و لذّت برنایی هست

مکن اندیشه که تا دور شدی از چشمم

دیده را بی‌رخ زیبای تو بینایی هست

ناتوانم ز غمت تا که گمانی نبری

که مرا با غم هجر تو توانایی هست

دل و آرام و صبوری و شکیبایی نیست

غم و آشفتگی و محنت و شیدایی هست

خواندیم بیدل و رسوا و نگویم که نیَم

هر چه گویی ز پریشانی و رسوایی هست

اندر این واقعه بر قول تو انکاری نیست

در من از عیب و هنر هر چه تو فرمایی هست

کس نگفته‌ست در آفاق که در عالم عشق

مثل من عاشق شوریدهٔ سودایی هست

کس نداده ست نشان از ختن و چین و چگل

که بتی چون تو به شیرینی و زیبایی هست

نشنیدیم که در باغ جهان شمشادی

راست چون قد لطیفت به دل‌آرایی هست

نتوان گفت که همچون پسر همگر نیز

طوطی‌ای در همه عالم به شکرخایی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵در عشق هیچ درد چو درد فراق نیست
  2. شمارهٔ ۶جانا اگرت در دل زایزد خبری مانده‌ست
  3. شمارهٔ ۷حسن جهانگیر تو مملکت جان گرفت
  4. شمارهٔ ۸آخر شبی ز لطف سلامی به ما فرست
  5. شمارهٔ ۹در چنین عشق مرا برگ تن‌آسانی نیست
  6. شمارهٔ ۱۰ز پیش از آنکه برتابی عنانت
  7. شمارهٔ ۱۱کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت
  8. شمارهٔ ۱۲غم عشق تو یکدمم کم نیست
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.