پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷

ای قصهٔ بهشت ز کویت حکایتی

شرح جمال حور ز رویت روایتی

انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه‌ای

آب خضر ز نوش لبانت کنایتی

هر پاره از دل من و از غصه قصه‌ای

هر سطری از خصال تو و از رحمت آیتی

کی عطرسای مجلس روحانیان شدی؟

گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی

در آرزوی خاک در یار سوختیم

یاد آور ای صبا که نکردی حمایتی

ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت

صد مایه داشتی و نکردی کفایتی

بوی دل کباب من آفاق را گرفت

این آتش درون بکند هم سرایتی

در آتش ار خیال رخش دست می‌دهد

ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی

دانی مراد حافظ از این درد و غصه چیست؟

از تو کرشمه‌ای و ز خسرو عنایتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۹دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۰سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۲به جان او که گرم دسترس به جان بودی
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۳چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۴شهری‌ست پُر ظریفان وز هر طرف نگاری
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۵تو را که هر چه مراد است در جهان داری
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۶صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.