پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۸

سَبَتْ سَلْمیٰ بِصُدْغَیها فُؤادي

و رُوحي کُلَّ یَومٍ لي یُنادي

نگارا بر من بی‌دل ببخشای

و واصِلْني علی رَغْمِ الْأَعادي

حبیبا در غم سودای عشقت

تَوَکَّلْنا علی رَبِّ الْعِبادِ

أَ مَنْ اَنْکَرْتَني عَن عشق سَلْمیٰ

تُزَاوَّل آن روی نِهْکو بِوادی

که همچون مُت به بوتَن دل وَ اِی رَه

غَریقُ الْعِشقِ في بَحْرِ الْوِدادِ

به پی‌ماچان غَرامت بِسپُریمَن

غَرَت یک وی رَوِشتی از اَما دی

غم این دل بِواتَت خورد ناچار

و غَر نه او بِنی آنچَت نَشادی

دل حافظ شد اندر چین زلفت

بِلَیلٍ مُظْلِمٍ وَ اللّهُ هادي

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۰سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۱چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۲به جان او که گرم دسترس به جان بودی
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۳چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۴شهری‌ست پُر ظریفان وز هر طرف نگاری
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۵تو را که هر چه مراد است در جهان داری
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۶صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۷بیا با ما مَوَرز این کینه‌داری
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.