پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۷

فتوی پیرِ مُغان دارم و قولی‌ست قدیم

که حرام است مِی آن جا که نه یار است ندیم

چاک خواهم زدن این دلقِ ریایی، چه کنم؟

روح را صحبتِ ناجنس، عذابی‌ست اَلیم

تا مگر جرعه فشانَد لبِ جانان بر من

سال‌ها شد که منم بر درِ میخانه مقیم

مگرش خدمتِ دیرین من از یاد برفت

ای نسیم سحری! یاد دَهَش عهدِ قدیم

بعد صد سال اگر بر سرِ خاکم گذری

سر برآرد ز گِلم رقص‌کنان عَظمِ رَمیم

دلبر از ما به صد امّید سِتد اول دل

ظاهراً عهد فرامُش نکُند خُلقِ کریم

غنچه گو «تنگ‌دل از کارِ فروبسته مَباش

کز دم صبح مدد یابی و انفاسِ نسیم»

فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن

درد عاشق نشود به، به مداوایِ حکیم

گوهرِ معرفت آموز که با خود بِبَری

که نصیبِ دگران است نِصابِ زر و سیم

دام سخت است مگر یار شود لطفِ خدا

ور نه آدم نَبَرد صرفه ز شیطانِ رجیم

حافظ ار سیم و زرت نیست، چه شد؟ شاکر باش

چه به از دولتِ لطفِ سخن و طَبع سلیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۹ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۰صَلاح از ما چه می‌جویی؟ که مستان را صَلا گفتیم
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۱ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۲بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۳خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۴بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۵صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۶دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.