پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵

عمریست تا به راهِ غَمَت رو نهاده‌ایم

روی و ریایِ خَلق به یک سو نهاده‌ایم

طاق و رواقِ مدرسه و قال و قیلِ عِلم

در راهِ جام و ساقیِ مَه رو نهاده‌ایم

هم جان بِدان دو نرگسِ جادو سپرده‌ایم

هم دل بدان دو سُنبلِ هندو نهاده‌ایم

عمری گذشت تا به امیدِ اشارتی

چشمی بدان دو گوشهٔ ابرو نهاده‌ایم

ما مُلکِ عافیت نه به لشکر گرفته‌ایم

ما تختِ سلطنت نه به بازو نهاده‌ایم

تا سِحْرِ چَشم یار چه بازی کند که باز

بنیاد بر کرشمهٔ جادو نهاده‌ایم

بی زلفِ سرکشش سرِ سودایی از ملال

همچون بنفشه بر سرِ زانو نهاده‌ایم

در گوشهٔ امید چو نَظّارگانِ ماه

چَشمِ طلب بر آن خَمِ ابرو نهاده‌ایم

گفتی که حافظا دل سرگشته‌ات کجاست؟

در حلقه‌هایِ آن خَمِ گیسو نهاده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۷فتوی پیرِ مُغان دارم و قولی‌ست قدیم
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۸خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۹ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۰صَلاح از ما چه می‌جویی؟ که مستان را صَلا گفتیم
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۱ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۲بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۳خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۴بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.