پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۴

عمریست تا من در طلب، هر روز گامی می‌زنم

دستِ شفاعت هر زمان در نیک نامی می‌زنم

بی ماهِ مِهرافروزِ خود، تا بُگذَرانَم روزِ خود

دامی به راهی می‌نهم، مرغی به دامی می‌زنم

اورنگ کو؟ گُلچهر کو؟ نقشِ وفا و مِهر کو؟

حالی من اندر عاشقی، داوِ تمامی می‌زنم

تا بو که یابم آگهی از سایهٔ سَروِ سَهی

گلبانگِ عشق از هر طرف، بر خوش خرامی می‌زنم

هرچند کـ‌آن آرامِ دل، دانم نبخشد کامِ دل

نقشِ خیالی می‌کشم، فالِ دوامی می‌زنم

دانم سر آرد غُصِّه را، رنگین برآرد قِصِّه را

این آهِ خون افشان که من، هر صبح و شامی می‌زنم

با آن که از وی غایبم، وز مِی چو حافظ تایبم

در مجلسِ روحانیان، گَه گاه جامی می‌زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۶من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۷صَنَما با غمِ عشقِ تو چه تدبیر کنم؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۸دیده دریا کُنَم و صبر به صحرا فِکَنَم
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۹دوش سودایِ رُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۰به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۱حاشا که من به موسمِ گُل تَرکِ مِی کُنم
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۲روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۳من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمی‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.