پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۳

من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمی‌کنم

صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم

باغِ بهشت و سایهٔ طوبی و قصر و حور

با خاکِ کوی دوست برابر نمی‌کنم

تلقین و درسِ اهل نظر یک اشارت است

گفتم کِنایتی و مکرر نمی‌کنم

هرگز نمی‌شود ز سرِ خود خبر مرا

تا در میانِ میکده سر بَر نمی‌کنم

ناصِح به طَعن گفت که «رو ترکِ عشق کن»

محتاجِ جنگ نیست برادر، نمی‌کنم

این تقوی‌ام تمام، که با شاهدانِ شهر

ناز و کرشمه بر سرِ منبر نمی‌کنم

حافظ! جنابِ پیرِ مُغان جایِ دولت است

من تَرکِ خاک‌بوسیِ این در نمی‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۵حالیا مصلحتِ وقت در آن می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۶گَرَم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۷در خراباتِ مُغان نورِ خدا می‌بینم
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۸غمِ زمانه که هیچش کَران نمی‌بینم
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۹خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۰گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۱آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۲دیدار شد مُیَسَّر و بوس و کنار هم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.