پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵

حالیا مصلحتِ وقت در آن می‌بینم

که کشم رَخت به میخانه و خوش بنشینم

جامِ مِی گیرم و از اهلِ ریا دور شَوَم

یعنی از اهلِ جهان پاکدلی بُگزینم

جز صُراحی و کتابم نَبُوَد یار و ندیم

تا حریفانِ دَغا را به جهان کم بینم

سر به آزادگی از خَلق برآرم چون سَرو

گر دهد دست که دامن ز جهان دَرچینم

بس که در خرقهٔ آلوده زدم لافِ صَلاح

شرمسار از رخِ ساقی و مِیِ رنگینم

سینهٔ تَنگِ من و بارِ غمِ او، هیهات

مردِ این بارِ گران نیست دلِ مسکینم

من اگر رندِ خراباتم و گر زاهدِ شهر

این مَتاعم که همی‌بینی و کمتر زینم

بندهٔ آصفِ عهدم دلم از راه مَبَر

که اگر دَم زَنَم از چرخ بخواهد کینم

بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند

که مکدر شود آیینه مهرآیینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۷در خراباتِ مُغان نورِ خدا می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۸غمِ زمانه که هیچش کَران نمی‌بینم
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۹خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۰گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۱آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۲دیدار شد مُیَسَّر و بوس و کنار هم
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۳دَردَم از یار است و درمان نیز هم
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۴ما بی‌غمانِ مست دل از دست داده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.