پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۹

اگر شراب خوری جُرعه‌ای فشان بر خاک

از آن گناه که نَفعی رسد به غیر، چه باک؟

برو به هر چه تو داری بخور، دریغ مخور

که بی‌دریغ زَنَد روزگار تیغِ هَلاک

به خاکِ پایِ تو ای سروِ نازپرورِ من

که روزِ واقعه پا وا مَگیرم از سرِ خاک

چه دوزخی، چه بهشتی، چه آدمی، چه پَری

به مذهبِ همه کفرِ طریقت است اِمساک

مهندسِ فَلَکی، راهِ دِیرِ شش جهتی

چنان بِبَست که رَه نیست زیرِ دیرِ مغاک

فریبِ دخترِ رَز طُرفِه می‌زند رَهِ عقل

مباد تا به قیامت خراب طارَمِ تاک

به راهِ میکده، حافظ! خوش از جهان رفتی

دعایِ اهلِ دلت باد، مونسِ دلِ پاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶اگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصول
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایل
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.