پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴

دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل

یَحیَی بنِ مُظَفَّر مَلِکِ عالمِ عادل

ای درگهِ اسلام پناهِ تو گشاده

بر رویِ زمین روزنهٔ جان و دَرِ دل

تعظیمِ تو بر جان و خِرَد واجب و لازم

اِنعام تو بر کون و مکان فایض و شامل

روزِ ازل از کِلکِ تو یک قطره سیاهی

بر رویِ مَه افتاد که شد حلِّ مسائل

خورشید چو آن خالِ سیَه دید، به دل گفت

ای کاج که من بودَمی آن هندویِ مقبل

شاها فلک از بزمِ تو در رقص و سَماع است

دستِ طَرَب از دامنِ این زمزمه مَگسِل

مِی نوش و جهان بخش که از زلفِ کمندت

شد گردنِ بدخواه گرفتار سَلاسِل

دورِ فلکی یکسَره بر مَنْهَجِ عدل است

خوش باش که ظالم نَبَرد راه به منزل

حافظ قلمِ شاه جهان مُقسِمِ رزق است

از بهرِ معیشت مَکُن اندیشهٔ باطل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۶اگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصول
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۷هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایل
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۸ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۹عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْ‌فام
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۰مرحبا طایرِ فَرُّخ پِیِ فرخنده پیام
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۱عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاسته‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۲بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۳بازآی ساقیا که هواخواهِ خدمتم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.