پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲

بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم

لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم

آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح، مژده داد

تا جان فِشانَمَش چو زر و سیم در قَدَم

از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل است

آهنگِ خصم او به سراپردهٔ عَدَم

پیمان شکن هرآینه گَردَد شکسته حال

انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم

می‌جست از سحابِ اَمل رحمتی ولی

جز دیده‌اش مُعاینه بیرون نداد نَم

در نیلِ غم فُتاد؛ سپهرش به طنز گفت

الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم؟

ساقی چو یارِ مَه رخ و از اهلِ راز بود

حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵به غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستم
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶زُلف بَر باد مَده تا نَدَهی بَر بادَم
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷فاش می‌گویم و از گفتهٔ خود دلشادَم
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸مرا می‌بینی و هر دَم زیادَت می‌کنی دَردَم
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹سال‌ها پیرُویِ مذهبِ رندان کردم
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱هر چند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.