پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰

دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم

نقشی به یادِ خَطِّ تو بر آب می‌زدم

ابرویِ یار در نظر و خرقه سوخته

جامی به یادِ گوشهٔ محراب می‌زدم

هر مرغِ فکر کز سرِ شاخِ سخن بِجَست

بازش ز طُرِّهٔ تو به مِضراب می‌زدم

رویِ نگار در نظرم جلوه می‌نمود

وز دور بوسه بر رخِ مهتاب می‌زدم

چشمم به رویِ ساقی و گوشم به قولِ چنگ

فالی به چشم و گوش در این باب می‌زدم

نقشِ خیالِ رویِ تو تا وقتِ صبحدم

بر کارگاهِ دیدهٔ بی‌خواب می‌زدم

ساقی به صوتِ این غزلم کاسه می‌گرفت

می‌گفتم این سرود و مِیِ ناب می‌زدم

خوش بود وقتِ حافظ و فالِ مراد و کام

بر نامِ عمر و دولتِ احباب می‌زدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۲خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۳ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۴گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۶در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارم
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۷مرا عهدی‌ست با جانان که تا جان در بدن دارم
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹جوزا سَحَر نهادْ حمایل برابرم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.