پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹

سال‌ها پیرُویِ مذهبِ رندان کردم

تا به فتویّ خِرَد حرص به زندان کردم

من به سرمنزلِ عَنْقا نه به خود بُردم راه

قطعِ این مرحله با مرغِ سلیمان کردم

سایه‌ای بر دلِ ریشم فِکَن ای گنجِ روان

که من این خانه به سودایِ تو ویران کردم

توبه کردم که نبوسم لبِ ساقی و کنون

می‌گَزَم لب که چرا گوش به نادان کردم

در خِلاف‌آمدِ عادت بطلب کام! که من

کسب جمعیت از آن زلفِ پریشان کردم

نقش مستوری و مستی نه به دستِ من و توست

آن چه سلطانِ ازل گفت بکن، آن کردم

دارم از لطفِ ازل جنَّتِ فردوس طمع

گرچه دربانی میخانه فراوان کردم

این که پیرانه‌سَرَم صحبتِ یوسف بنواخت

اجر صبریست که در کلبهٔ احزان کردم

صبح‌خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

هر چه کردم همه از دولتِ قرآن کردم

گر به دیوانِ غزل صدرنشینم چه عجب؟

سال‌ها بندگیِ صاحبِ دیوان کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱هر چند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۳ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۴گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۶در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارم
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۷مرا عهدی‌ست با جانان که تا جان در بدن دارم
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۸من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.