پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۲

خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم

به صورتِ تو نگاری ندیدم و نشنیدم

اگرچه در طلبت هم عِنانِ باد شِمالم

به گَردِ سروِ خرامانِ قامتت نرسیدم

امید در شبِ زلفت به روزِ عمر نبستم

طمع به دورِ دهانت ز کامِ دل بِبُریدم

به شوق چشمهٔ نوشت چه قطره‌ها که فشاندم

ز لَعلِ باده‌فروشت چه عشوه‌ها که خریدم

ز غمزه بر دلِ ریشم چه تیرها که گشادی

ز غصه بر سرِ کویت چه بارها که کشیدم

ز کویِ یار بیار ای نسیمِ صبح غباری

که بویِ خونِ دلِ ریش از آن تراب شنیدم

گناهِ چشمِ سیاهِ تو بود و گردنِ دلخواه

که من چو آهویِ وحشی ز آدمی بِرَمیدم

چو غنچه بر سرم از کویِ او گذشت نسیمی

که پرده بر دلِ خونین به بویِ او بِدَریدَم

به خاکِ پایِ تو سوگند و نورِ دیدهٔ حافظ

که بی رخِ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۴گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۵گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۶در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارم
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۷مرا عهدی‌ست با جانان که تا جان در بدن دارم
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۸من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۹جوزا سَحَر نهادْ حمایل برابرم
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۰تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۱به تیغم گَر کشد دستش نگیرم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.