پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۱

به تیغم گَر کشد دستش نگیرم

وگر تیرم زَنَد منّت پذیرم

کمانِ ابرویت را گو بزن تیر

که پیشِ دست و بازویت بمیرم

غمِ گیتی گر از پایم درآرد

بجز ساغر که باشد دستگیرم؟

برآی ای آفتابِ صبحِ امّید

که در دستِ شبِ هجران اسیرم

به فریادم رَس ای پیرِ خرابات

به یک جرعه جوانم کن که پیرم

به گیسویِ تو خوردم دوش سوگند

که من از پایِ تو سر بر نگیرم

بسوز این خرقهٔ تقوا تو حافظ

که گر آتش شَوَم در وی نگیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۳نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۴گر دست رَسَد در سرِ زُلفینِ تو بازم
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۵در خراباتِ مُغان گر گذر افتد بازم
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۶مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزم
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۷چرا نه در پِیِ عزمِ دیارِ خود باشم
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۸من دوستدارِ رویِ خوش و مویِ دلکَشَم
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۹خیالِ رویِ تو چون بُگذَرَد به گلشنِ چَشم
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۰من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.