پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۳

ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم

که از بالابلندان شرمسارم

مگر زنجیرِ مویی گیردَم دست

وگر نه سر به شیدایی برآرم

ز چشمِ من بپرس اوضاعِ گردون

که شب تا روز اختر می‌شمارم

بدین شکرانه می‌بوسم لبِ جام

که کرد آگه ز رازِ روزگارم

اگر گفتم دعایِ مِی فروشان

چه باشد؟ حقِّ نعمت می‌گزارم

من از بازویِ خود دارم بسی شُکر

«که زورِ مردم آزاری ندارم»

سری دارم چو حافظ مست لیکن

به لطف آن سری امیدوارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۵گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۶در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارم
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۷مرا عهدی‌ست با جانان که تا جان در بدن دارم
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۸من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۹جوزا سَحَر نهادْ حمایل برابرم
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۰تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۱به تیغم گَر کشد دستش نگیرم
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۲مزن بر دل ز نوکِ غمزه تیرم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.