پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۷

فاش می‌گویم و از گفتهٔ خود دلشادَم

بندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم

طایرِ گلشنِ قُدسم چه دَهَم شَرحِ فِراق؟

که در این دامگَهِ حادثه چون اُفتادم

من مَلَک بودم و فردوسِ بَرین جایَم بود

آدَم آوَرد دَر این دِیرِ خَراب‌آبادَم

سایهٔ طوبی و دلجوییِ حور و لبِ حوض

به هوایِ سَرِ کویِ تو بِرَفت از یادم

نیست بر لوحِ دِلَم جُز اَلفِ قامَتِ دوست

چه کُنَم حَرفِ دِگَر یاد نداد اُستادم

کوکَبِ بَختِ مَرا هیچ مُنَجِّم نَشِناخت

یا رَب از مادرِ گیتی به چه طالع زادم؟

تا شُدم حَلقه به گوشِ دَرِ میخانهٔ عشق

هَر دَم آیَد غَمی اَز نو به مُبارَکبادَم

می‌خورَد خونِ دِلَم مَردُمکِ دیده، سِزاست

که چرا دِل به جِگرگوشهٔ مَردُم دادَم

پاک کن چهرهٔ حافظ به سَرِ زُلف زِ اَشک

وَر نَه این سیلِ دَمادَم بِبَرَد بُنیادَم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۹سال‌ها پیرُویِ مذهبِ رندان کردم
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۰دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب می‌زدم
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۱هر چند پیر و خسته‌دل و ناتوان شدم
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۲خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۳ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۴گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۶در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.