پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۷

هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایل

هر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»

تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول

آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل

حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید

«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»

گفتم که «کِی ببخشی بر جانِ ناتوانم؟»

گفت «آن زمان که نَبْوَد جان در میانه حائل»

دل داده‌ام به یاری، شوخی‌، کَشی، نگاری

مَرضیّةُ السَجایا مَحمودَةُ الخَصائل

در عینِ گوشه‌گیری بودم چو چشمِ مستت

و اکنون شدم به مستان چون ابرویِ تو مایل

از آبِ دیده صد رَه طوفانِ نوح دیدم

وز لوحِ سینه نقشت هرگز نگشت زایل

ای دوست دستِ حافظ تَعویذِ چشم زخم است

یا رب ببینم آن را در گردنت حَمایل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۹عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْ‌فام
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۰مرحبا طایرِ فَرُّخ پِیِ فرخنده پیام
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاسته‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۳بازآی ساقیا که هواخواهِ خدمتم
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۴دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵به غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستم
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۶زُلف بَر باد مَده تا نَدَهی بَر بادَم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.