پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۶

اگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصول

رَسَد به دولتِ وصلِ تو کارِ من به اصول

قرار برده ز من آن دو نرگسِ رَعنا

فَراغ برده ز من آن دو جادو‌یِ مَکحول

چو بر درِ تو منِ بینوا‌یِ بی زر و زور

به هیچ باب ندارم رَهِ خروج و دُخول

کجا رَوَم چه کنم چاره از کجا جویم‌؟

که گَشته‌ام ز غم و جورِ روزگار مَلول

منِ شکستهٔ بدحال زندگی یابم

در آن زمان که به تیغِ غَمَت شَوَم مَقتول

خراب‌تر ز دلِ من غمِ تو جای نیافت

که ساخت در دلِ تنگم قرار‌گاهِ نزول

دل از جواهرِ مِهر‌ت چو صیقلی دارد

بُوَد ز زنگِ حوادث هر آینه مَصقول

چه جرم کرده‌ام؟ ای جان و دل، به حضرتِ تو

که طاعتِ منِ بیدل نمی‌شود مَقبول

به دَردِ عشق بساز و خموش کن حافظ

رموزِ عشق مَکُن فاش پیشِ اهلِ عقول

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۸ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۹عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْ‌فام
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۰مرحبا طایرِ فَرُّخ پِیِ فرخنده پیام
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۱عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاسته‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۲بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۳بازآی ساقیا که هواخواهِ خدمتم
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۴دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۵به غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.