پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۸

ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل

سَلسَبیلت کرده جان و دل سَبیل

سبزپوشانِ خَطَت بر گِردِ لب

همچو مورانند گِردِ سَلسَبیل

ناوَکِ چشمِ تو در هر گوشه‌ای

همچو من افتاده دارد صد قَتیل

یا رب این آتش که در جانِ من است

سرد کن زان سان که کردی بر خلیل

من نمی‌یابم مجال ای دوستان

گرچه دارد او جمالی بس جمیل

پای ما لَنگ است و منزل بس دراز

دست ما کوتاه و خرما بر نَخیل

حافظ از سرپنجهٔ عشقِ نگار

همچو مور افتاده شد در پایِ پیل

شاهِ عالم را بقا و عِزّ و ناز

باد و هر چیزی که باشد زین قَبیل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۰مرحبا طایرِ فَرُّخ پِیِ فرخنده پیام
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۱عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاسته‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۲بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۳بازآی ساقیا که هواخواهِ خدمتم
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۴دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵به غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستم
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۶زُلف بَر باد مَده تا نَدَهی بَر بادَم
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۷فاش می‌گویم و از گفتهٔ خود دلشادَم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.