پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰

هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک

گَرَم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

مرا امیدِ وصالِ تو زنده می‌دارد

و گر نه هر دَمم از هجرِ توست بیمِ هلاک

نفَس‌نفَس اگر از باد نَشنوم بویش

زمان‌زمان چو گل از غم کُنم گریبان چاک

رَوَد به خواب، دو چشم از خیالِ تو؟ هیهات

بُوَد صبور، دل اندر فراقِ تو؟ حاشاک

اگر تو زخم زَنی، بِهْ که دیگری مَرهم

و گر تو زهر دهی، بِهْ که دیگری تریاک

بِضَربِ سَیْفِکَ قَتْلی حَیاتُنا اَبدا

لِأنَّ روحیَ قَدْ طابَ اَن یَکونَ فِداک

عنان مَپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم

سپر کُنم سر و دستت ندارم از فِتراک

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند؟

به قدرِ دانشِ خود هر کسی کند ادراک

به چشمِ خَلق، عزیزِ جهان شود حافظ

که بر درِ تو نَهد رویِ مَسکَنَت بر خاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۳شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۴دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۵به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۶اگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصول
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۷هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایل
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۸ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۹عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْ‌فام
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.