پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۸

مقامِ امن و میِ بی‌غَش و رفیقِ شفیق

گَرَت مدام میسّر شود زهی توفیق

جهان و کارِ جهان جمله هیچ بَر هیچ است

هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق

دریغ و دَرد که تا این زمان ندانستم

که کیمیایِ سعادتْ رفیق بود رفیق

به مَأمَنی رو و فرصت شمُر غنیمتِ وقت

که در کمینگهِ عمرند قاطعانِ طریق

بیا که توبه ز لعلِ نگار و خندهٔ جام

حکایتی‌ست که عقلش نمی‌کُند تصدیق

اگر چه مویِ میانت به چون منی نرسد

خوش است خاطرم از فکرِ این خیالِ دقیق

حلاوتی که تو را در چهِ زَنَخدان است

به کُنهِ آن نرسد صد‌هزار فکرِ عمیق

اگر به رنگِ عقیقی شد اشکِ من چه عَجب

که مُهرِ خاتمِ لَعلِ تو هست همچو عقیق

به خنده گفت که «حافظ! غلامِ طبعِ تواَم»

ببین که تا به چه حدَّم همی‌کُنَد تحمیق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۰هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۱ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۴دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۵به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۶اگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصول
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۷هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایل
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.