پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳

می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب

الصَبوح الصَبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخِ لاله

المُدام المُدام یا احباب

می‌وزد از چمن نسیمِ بهشت

هان، بنوشید دَم به دَم مِیِ ناب

تخت زُمْرُد زده است گل به چمن

راحِ چون لعلِ آتشین دریاب

درِ میخانه بسته‌اند دگر

اِفتَتِح یا مُفَتِّح الاَبواب

لب و دَندانْت را حقوق نمک

هست بر جان و سینه‌هایِ کباب

این چنین موسِمی عجب باشد

که ببندند میکده به شتاب

بر رخِ ساقیِ پری پیکر

همچو حافظ بنوش بادهٔ ناب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵ای شاهد قدسی، کِه کَشَد بند نقابت؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۶خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت
  3. غزل شمارهٔ ۱۷سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸ساقیا آمدنِ عید مبارک بادت
  5. غزل شمارهٔ ۱۹ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۰روزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.