پرش به محتوای اصلی
غبار همدانی غبار همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۴

امشب خروس از نیمه شب بگرفته راه بام را

باید سحر خون ریختن این مرغ بی هنگام را

ساقی خرابم کن ز مِی تا رو به آبادی نهم

کاین است پایان طلب، رندان درد آشام را

زین درد عشق اندوختن آتش بجان افروختن

یکباره خواهم سوختن هم پخته را هم خام را

ساقی ز خُمّ نیستی رطل گران سنگم بده

تا خورد در هم بشکنم هم شیشه را هم جام را

ساقی گذشت آن کز مِیَم، ساغر نمیدیدی تهی

باید بمی دادن سپس هم شیشه را هم جام را

چندانکه میجویی مبین چندانکه میدانی مجو

یا خویشتن را در جهان یا در جهان آرام را

کاش آسمان برهم زند اوراق صبح و شام خود

وز صفحه بیرون افکند نام من گمنام را

زان می که خوردم در ازل مستم غبارا تا ابد

پس کی توانم فهم کرد آغاز یا انجام را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶گر خورم گرداب سان دریای آب
  2. شمارهٔ ۷ای نهان ساخته رخ در تُتُق پردۀ غیب
  3. شمارهٔ ۸خروشی دوش از میخانه برخاست
  4. شمارهٔ ۹لب لعلت گزیدنم هوس است
  5. شمارهٔ ۱۰ساقی بیار باده که دوشم خیال دوست
  6. شمارهٔ ۱۱گریزی نیست از کوی تو ای دوست
  7. شمارهٔ ۱۲بغیر از باده داروی طرب چیست
  8. شمارهٔ ۱۳از آتش دل آهم تا روی پوش برداشت
همه‌ی غزلیات ←

غبار همدانی درباره‌ی غبار همدانی

سیّد حسین رضوی معروف به غبار همدانی (زادهٔ ۱۲۷۰ یا ۱۲۶۵ قمری در همدان - درگذشتهٔ ۱۳۲۲ قمری) شاعر همدانی است. وی از دومان حاج سیّد صادق امام جمعهٔ همدان و از سادات کبابى آن دیار بود. وى در همدان قدم به عرصۀ هستى نهاد. علوم ادبى و عربى را در زادگاهش فراگرفت و با استعداد سرشار و هوش و ذکاوت فوق‌‏العادّه‌‏ای که داشت در تحص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.