پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۷ - در مرثیت امام زاده گفته

میر امام زاده که چون او نیافرید

تا از عدم خدای همی بنده آورد

از شوم قتل آن تن بی سر بدیع نیست

گر جویبار سرو سرافکنده آورد

دل مرده ای بود که ننالد ز درد اوی

ای طرفه مرده ای که خبر زنده آورد

مرد آن بود که روز بلا پیش دوستان

بر درد دوست دل به غم آکنده آورد

بنگر چه صعب درد بود درد قتل اوی

کان تیره شب ز روز درفشنده آورد

آرد به زعفران جا هر سال گریه ها

آن زعفران که خاصیتش خنده آورد

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۹ - گویا در مدح منتجب الدین حسین بن ابی سعد ورامینی گفتهآنکه دولت بنده ایام اوست
  2. شمارهٔ ۱۰ای ز رفعت رشگ و درد آسمان
  3. شمارهٔ ۱۱مرکب اقبال را زین کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۲دولتت گر نیک ننوازد مرا
  5. شمارهٔ ۱۳ - قوامی در حق عمادی گوید«ای قوامی هر که چون تو نانباست
  6. شمارهٔ ۱۴ - در مدح گویدخداوندا سرور جود دستت
  7. شمارهٔ ۱۵ - در مدح و استعطاء استای جهان را بزرگیت معلوم
  8. شمارهٔ ۱۶ - در استعطاء و طلب جامه و اسب وتقاضای مرخصی چند روزه استای آنکه جز به صدر تو نگرایم
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.