پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۶ - در استعطاء و طلب جامه و اسب وتقاضای مرخصی چند روزه است

ای آنکه جز به صدر تو نگرایم

الا نسیب مدح تو نسرایم

از چرخ تو است نجم شب افروزم

وز بحر تو است طبع گهر زایم

بی دوستیت سست شود دستم

بی پایه تو لنگ بود پایم

خرگه به عرش بربرم از همت

تا داده ای به خیمه درون جایم

از طبع بلبلان خوش آوازم

وز نظم طوطیان شکر خایم

گر شخص من به جامه بیارائی

من جان تو به نکته بیارایم

در دست غم فتاده ام از عمری

تا خیمه کسان تو می پایم

بر پرده رسوم تو بفتاده

از چنگ غم رها نشود نایم

هر چند کاب عاشق طبعم شد

با نان همی به کوشش برنایم

چون آتش تفکر خاکی را

آبی نماند باد چه پیمایم

دستار بر صلاح چو در بندم

شلوار بر فساد بنگشایم

گویند زن رها کن و فارغ شو

رایی مزن که نیست بدان رایم

چون با غلام خوی نکردستم

زن هشته گیر خواجه کرا گایم

بر جمله حدیث بده اسبم

تا خانه را ببینم و باز آیم

وان رسمکم که هست مکاء اکنون

تا در دعای خیر بی فزایم

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸ - در مدح و مطالبه پرداخت حوالتیای مهی کز تو نور دین زاید
  2. شمارهٔ ۱۹ - در شکایت از عدم وصول حوالتی که برای او شده استای خواجه تا کی از تو بیداد و ظلم بر من
  3. شمارهٔ ۲۰ - شکایت از عمید نامی بشخصی مختص الدوله لقب و طلب عطا از وی تا زنی بگیردمختص الدوله مختصر بشنو
  4. شمارهٔ ۲۱ - در مدح کسی و تقاضای پولی از او تا دستاری و عمامه ای بخردای خواجه که بر در تو چون نظر زنم
  5. شمارهٔ ۲۲ - در تبریک به دوستی که زن گرفته و خانه خریده و معذرت از نرسیدن به خدمت اوای خواجه زین مهر تو آن یادگار داشت
  6. شمارهٔ ۲۳ - در مدح امین الملک و تقاضای صلتی از اوای مبارک پئی که بر گردون
  7. شمارهٔ ۲۴ - در مدح شخصی محمد نام و تقاضای صلتی از اوخواجه شغل بنده را تیمار دار
  8. شمارهٔ ۲۵ - در مدح امیری و شکایت باو از عدم وصول حوالتی و درخواست ابطال آنایا نایب شهریار جهان
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.