پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۲۳ - در مدح امین الملک و تقاضای صلتی از او

ای مبارک پئی که بر گردون

نایب رای توست سیاره

کرده ای پای بخت را خلخال

داده ای دست ملک را یاره

دشمنان تو را به گرد جهان

دارد آوازه تو آواره

پیش رای تو ای امین الملک

خواهم احوال گفت یک باره

دان که مداح بی کفایت تو

قلتبانی است روسبی باره

هست معلوم خواجگان که امروز

. . . این بنده نیست آن کاره

ای که برآستانه در تو

اهل حرمت نهند رخساره

بنده بی برگ و هر زمان گوش است

کاورد بچه این فلان خواره

چیست آخر مرا بگوی اکنون

چاره این ضعیف بیچاره . . .؟

ریشم اندر کنیف خونین باد

گر مرا هست وجه گهواره

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۲۵ - در مدح امیری و شکایت باو از عدم وصول حوالتی و درخواست ابطال آنایا نایب شهریار جهان
  2. شمارهٔ ۲۶ - در مدح بزرگی از اهل ری و شکایت بوی از عدم وصول حوالت قرقو و استمداد از او در ایصال آنصلاح مملکتی ای بزرگ آزاده
  3. شمارهٔ ۲۷ - در مدح بزرگی و تقاضای صلتی از اومها چو گاه سخا دست تو دلیر بود
  4. شمارهٔ ۲۸ - در شکایت و گله و طلب شفاعت و صلهای خواجه ای که با تو کسی را قرین کنند
  5. شمارهٔ ۲۹ - در مدح و طلب جامهای از کف تو هر گُرُسْنه سیر
  6. شمارهٔ ۳۰ - در گله از بزرگی ابراهیم نام که چرا پدرش را گرفته و طلب رهائی اوای کیای خطیر ابراهیم
  7. شمارهٔ ۳۱ - در مدح و شکایت و گله و طلب عنایت و شفاعت وصلهای خواجه ای که نیستت از خواجگان نظیر
  8. شمارهٔ ۳۲ - در مدح و تبریک عید و تقاضای صلتنوروز مبارک باد ای آیت فیروزی
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.