پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۱ - در مدح و شکایت و گله و طلب عنایت و شفاعت وصله

ای خواجه ای که نیستت از خواجگان نظیر

بر کهتران عزیزی و بر مهتران خطیر

هستی تو آن رشید که از رشد دولتت

بر چرخ بخت ماه سعادت بود منیر

باهمت بلند تو بهتر زمین پست

با دولت جوان تو خوش تر جهان پیر

کوهی ز بخشش تو گرانی بود سبک

طفلی ز خانه تو صغیری بود کبیر

در خواجگی به فخر پذیرفته ام تو را

در بندگی به فضل رهی را فرا پذیر

زین کارمان برآر چو موی از میان ماست

با ما چرا شدستی چون کارد با پنیر

از تو شکایتی نکنم پیش کردگار

گر تو عنایتیم کنی در بر امیر

در بندمان مدار و نشانهای کژ مده

ما را به پا مگیر و با دست راست گیر

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۳۳ - در مدح و اظهار خلوص و عرض صمیمیتای بزرگ ملک و دین از حشمت درگاه تو
  2. شمارهٔ ۳۴ - در مدح کسی و درخواست گوشت از او و شکایت بوی از سهل نامیای تو کیای ما و جهانی تو را رهی
  3. شمارهٔ ۳۵ - در استنجاز وعده دست آور نجنی از زرگری ابوالمفاخر نامای خواجه بوالمفاخر زرگر به وعده ها
  4. شمارهٔ ۳۶ - در وصف قلم گویدعجایب است قلم در بنان صدر اجل
  5. شمارهٔ ۳۷ - در مدح ابوالمعالی امین الملک گویدای داده روی تو دل غمناک را طرب
  6. شمارهٔ ۳۸ - در مدح امیر حاجب شمس الخواص نورالدولة جمال الدین قرقوکمان شدم ز غم عشق آن کمان ابرو
  7. شمارهٔ ۳۹ - در مدح جوانی موفق الدین لقب که گویا سمت دبیری در عراق و خراسان داشته است گویدبه صلح کوش و مکن با من ای نگارین جنگ
  8. شمارهٔ ۴۰ - در مدح سید اجل نقیب النقباء شرف الدین محمدبن علی مرتضی گویدای دست برده از همه خوبان به دلبری
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.