پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۳ - در مدح و اظهار خلوص و عرض صمیمیت

ای بزرگ ملک و دین از حشمت درگاه تو

یافت استم نام و خواهم بعد از این نان یافتن

از همه عالم رهی را انس با آن مجلس است

کز تو شاید انس جان از انس و ز جان یافتن

هست مداحت چو من لیکن چو تو ممدوح نیست

گرچه بتوان یافت چون من چون تو نتوان یافتن

ترک ممدوحان کنم با تو که شرط حکمت است

ملک دیوان کندن از ملک سلیمان یافتن

هرکجا تو رفت خواهی بنده اندر خدمت است

با روانی دردیاب از بهر درمان یافتن

تا نپنداری که پای از امر تو بیرون نهم

هست فرمانم تو را تا وقت فرمان یافتن

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۳۵ - در استنجاز وعده دست آور نجنی از زرگری ابوالمفاخر نامای خواجه بوالمفاخر زرگر به وعده ها
  2. شمارهٔ ۳۶ - در وصف قلم گویدعجایب است قلم در بنان صدر اجل
  3. شمارهٔ ۳۷ - در مدح ابوالمعالی امین الملک گویدای داده روی تو دل غمناک را طرب
  4. شمارهٔ ۳۸ - در مدح امیر حاجب شمس الخواص نورالدولة جمال الدین قرقوکمان شدم ز غم عشق آن کمان ابرو
  5. شمارهٔ ۳۹ - در مدح جوانی موفق الدین لقب که گویا سمت دبیری در عراق و خراسان داشته است گویدبه صلح کوش و مکن با من ای نگارین جنگ
  6. شمارهٔ ۴۰ - در مدح سید اجل نقیب النقباء شرف الدین محمدبن علی مرتضی گویدای دست برده از همه خوبان به دلبری
  7. شمارهٔ ۴۱ - در حسن صورت و سؤ سیرت غلامی و کیفیت خرید و فروش او گویدخریدم از در عشرت غلامکی چو نگار
  8. شمارهٔ ۴۲ - در مدح قوام الدین ابوالقاسم ناصربن علی گزینی انسابادی گوید دراین مدیحه اشارت به وفات سلطان محمود و تسلیت برای سلطان سنجر نیز هستایا در حکم تو کرده جهانبان
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.