پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۳۲ - در مدح و تبریک عید و تقاضای صلت

نوروز مبارک باد ای آیت فیروزی

هر روز تو را فتحی بادا ز فلک روزی

آراسته شد عالم آراسته کن مجلس

مرکب چه همی تازی کینه چه همی توزی

زآن چشمه خور کردند از پرده شب پیدا

تاپرده غم دری تا چشم عدو دوزی

در بند در دشمن، بگشای سر کیسه

تاسیم نیندازی تو نام نیندوزی

با جان نکورویان و اندرتن بدخواهان

چون آب همی سازی چون نار همی سوزی

آنی که گه و بیگه در سختی و در راحت

روز عدوت را شب شبهای مرا روزی

در هر سخنی با ما ده نادره بفزائی

در هر نفسی ما را ده نکته درآموزی

هم حرمت ضرائی هم حشمت سرائی

هم سید فردائی هم خواجه امروزی

ممدوح چو تو باید مداح چو من زیرا

من سر بتو افرازم تو رخ به من افروزی

هر روز که نو گردد بادی تو به شادی در

بنشانده ز دل انده بنشسته به نوروزی

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۳۴ - در مدح کسی و درخواست گوشت از او و شکایت بوی از سهل نامیای تو کیای ما و جهانی تو را رهی
  2. شمارهٔ ۳۵ - در استنجاز وعده دست آور نجنی از زرگری ابوالمفاخر نامای خواجه بوالمفاخر زرگر به وعده ها
  3. شمارهٔ ۳۶ - در وصف قلم گویدعجایب است قلم در بنان صدر اجل
  4. شمارهٔ ۳۷ - در مدح ابوالمعالی امین الملک گویدای داده روی تو دل غمناک را طرب
  5. شمارهٔ ۳۸ - در مدح امیر حاجب شمس الخواص نورالدولة جمال الدین قرقوکمان شدم ز غم عشق آن کمان ابرو
  6. شمارهٔ ۳۹ - در مدح جوانی موفق الدین لقب که گویا سمت دبیری در عراق و خراسان داشته است گویدبه صلح کوش و مکن با من ای نگارین جنگ
  7. شمارهٔ ۴۰ - در مدح سید اجل نقیب النقباء شرف الدین محمدبن علی مرتضی گویدای دست برده از همه خوبان به دلبری
  8. شمارهٔ ۴۱ - در حسن صورت و سؤ سیرت غلامی و کیفیت خرید و فروش او گویدخریدم از در عشرت غلامکی چو نگار
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.