پرش به محتوای اصلی
قوامی رازی قوامی رازی

دیوان اشعار

شمارهٔ ۶ - در مدح امیری امین الملک لقب

ای شده صدر ملک در خور تو

گشته سلطان وقت غمخور تو

هم امینی و هم امین الملک

گوهری نیست همچو گوهر تو

رحمت ایزدست در ره تو

دولت باقیست رهبر تو

خنجر حاسدان همه کندست

پیش آن خنجر سخنور تو

تا به سر وقت باز برد چرخ

حنجر حاسدان به خنجر تو

تا صدف وار گشت و نی کردار

آن دل و خاطر منور تو

در و شکر خدای تعبیه کرد

در عبارات روح پرور تو

ای به حلم زمین و جاه فلک

نشود کس به پایه برتر تو

گرفلک خوانمت سزد که بود

هفت جزو تو هفت اختر تو

ور جهان گویمت رواست که هست

هفت عضو تو هفت کشور تو

تو جهانی و زود خواهد کرد

بخت تو یک جهان مسخر تو

در تو حلم و صفا و لطف و غضب

خاک و باد است و آب و آذر تو

کوته است از تو دست بدخواهت

ور مثل هست در برابر تو

قلم خشک تو چو تر گردد

خشک دان دست بدخواه تر تو

قد خصم تو چون کمان دارد

قلم تیر شکل لاغر تو

راست را کژ همی کند قلمت

ای شده تیر تو کمانگر تو

با حدیث من و تو آی که نیست

جان فروشی چو من ثناخر تو

دیرگاهست تا قوامی هست

بنده کردگار و چاکر تو

چند گه باشد آخر این درویش

بی نصیب از دل توانگر تو

تختم از بخت برفلک باشد

گر بود بر سر من افسر تو

ادامه‌ی دیوان اشعار

  1. شمارهٔ ۸ - این ابیات را وقتی که از نردبان افتاده و پایش شکسته برای بعضی از دوستان خود فرستاده و شکایت از درد پا و اظهار ملال از فراق آن دوست کردهدور از جمال جاه تو ای صدر ارجمند
  2. شمارهٔ ۹ - گویا در مدح منتجب الدین حسین بن ابی سعد ورامینی گفتهآنکه دولت بنده ایام اوست
  3. شمارهٔ ۱۰ای ز رفعت رشگ و درد آسمان
  4. شمارهٔ ۱۱مرکب اقبال را زین کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۲دولتت گر نیک ننوازد مرا
  6. شمارهٔ ۱۳ - قوامی در حق عمادی گوید«ای قوامی هر که چون تو نانباست
  7. شمارهٔ ۱۴ - در مدح گویدخداوندا سرور جود دستت
  8. شمارهٔ ۱۵ - در مدح و استعطاء استای جهان را بزرگیت معلوم
همه‌ی دیوان اشعار ←

قوامی رازی درباره‌ی قوامی رازی

شرف‌الشعراء امیر بدرالدّین قوامی خبّاز رازی از شاعران معروف نیمه‌ی اول قرن ششم هجری است که به مواعظ حکم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد. لقب «خبّاز» او از آن جهت رایج بود که در اوایل، نانوایی می‌کرد، و دکان خبّازی داشته‌است و تخلّص او به «قوامی» به جهت نام «قوام‌الدّین طغرایی» که ممدوح او بوده، گرفته شده است. قوامی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.