پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

بخش ۶ - در آگاه شدن کمخا از مخالفت آن رختها و بخود پیچیدن

کلاهی دو گوشی زناگه بگوش

ستاده همی بود آنجا خموش

ازان رختها این حکایت شنید

سراسر ازیشان سخنها کشید

شد آنجمله را کرد صاحب وقوف

که خواهند شاهی سپردن بصوف

باردوی کمخا در آمد چو گرد

فراویز وار اینخبر پهن کرد

بکمخا چو روشن شد اینشرح حال

برآمد زغم سرخ و گلگون و آل

بکمسان ونخ گفت این طرفه تر

که از یک گریبان بر آید دوسر

هزارش سرار صوف بالا بود

درازی او همچو پهنا بود

بدامان جاهم نخواهد رسید

من آنکس که این بندک آنجا کشید

نمدسان بمالم کنم تخته بند

ستاده جل از وی بمانم نژند

بوی آتش از قرمزی در زنم

بلادش چو پنبه بهم برزنم

کسی کوکه گوید بآن ناشناس

بهر کس پلاس و بماهم پلاس

به پیری چنین داغ میری نگر

که پشمینه پوشی بود تا جور

ادامه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

  1. بخش ۸ - در ایلچی فرستادن کمخا و باج از صوف و سقرلاط طلب کردنچنین گفت ابیاری خسروی
  2. بخش ۹ - در نشاندن صوف را بپادشاهیبشاهی بشد صوف بر صندلی
  3. بخش ۱۰ - در بند کردن قباکه بایلچیکری آمده بود و غضب نمودنسراسر سخنهای او باز راند
  4. بخش ۱۱ - در گریختن ایلچی از بند صوفبهنگام خفتن یکی پیش بند
  5. بخش ۱۲ - مثلچه خوش گفت درزی بیک جامه پوش
  6. بخش ۱۳ - در چریک انداختن و لشکر آوردن از اطرافچریک ملابس زهر کشوری
  7. بخش ۱۴ - گفتار در بیان انکه اینمعارضه و این داوری در چه فصل بودبوقت بهاری بد این گفتگو
  8. بخش ۱۵ - در کوچ کردن کمخا و اسبها را طلب داشتنکمیتی در آورد کمخا دلیر
همه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا) ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.