پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

بخش ۸ - در ایلچی فرستادن کمخا و باج از صوف و سقرلاط طلب کردن

چنین گفت ابیاری خسروی

که بشنو سخن چون تو شاه نوی

بسرپوش گفتند چیزی براز

نباید کشیدن چو میرز دراز

بباید فرستادن ایلچی برو

نباید نهاد این حدیثش برو

طلب کردن از صوف و ارمک خراج

گرفتن بضرب از سقرلاط باج

سری گر برآید رجیب خلاف

توهم دزد و دشمن بکین برشکاف

پسند آمدش اینسخن زود و گفت

که با جبه اش خرمی باد جفت

قبائی بایلچیگری خواستند

بنوروزی و چمته آراستند

فرستاده شد بهر تحصیل مال

بنزدیک صوف از برای منال

یکی میشد آهسته ایلچی براه

بدو کرد مدفون یزدی نگاه

چرا گفت نی چست تر میدوی

ببالای حجله مگر میروی

زقبرس بسوی خطاروی کرد

بدش ابلقی پوستین ره بورد

بمان ایلچی رخت اینجا براه

شنو قصه صوف و آن بارگاه

ادامه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

  1. بخش ۱۰ - در بند کردن قباکه بایلچیکری آمده بود و غضب نمودنسراسر سخنهای او باز راند
  2. بخش ۱۱ - در گریختن ایلچی از بند صوفبهنگام خفتن یکی پیش بند
  3. بخش ۱۲ - مثلچه خوش گفت درزی بیک جامه پوش
  4. بخش ۱۳ - در چریک انداختن و لشکر آوردن از اطرافچریک ملابس زهر کشوری
  5. بخش ۱۴ - گفتار در بیان انکه اینمعارضه و این داوری در چه فصل بودبوقت بهاری بد این گفتگو
  6. بخش ۱۵ - در کوچ کردن کمخا و اسبها را طلب داشتنکمیتی در آورد کمخا دلیر
  7. بخش ۱۶ - خواب دیدن جامه خواب و تعبیر آنشبی دید ناگه لحافی به خواب
  8. بخش ۱۷ - در لشکر آراستن صوفوزان روی صوف از پی کارزار
همه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا) ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.