پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

بخش ۷ - تعرض کردن حبر با مخیل در مجلس کمخا

در آن بارگه حبر آمد بپیش

بگفتا نیاریم ازین تاب بیش

که او نسبت شر بخاتون کند

سرجهل از خویش مفتون کند

مخیل بدو گفت روتن بزن

چو تو موج زن باشی او موج زن

بتو دارد او اینهمه ماجرا

بدامان کمخا نهادن چرا

مگر پیشواز زنان نیست او

بجیبش زلولو نیابیم گو

ادامه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

  1. بخش ۹ - در نشاندن صوف را بپادشاهیبشاهی بشد صوف بر صندلی
  2. بخش ۱۰ - در بند کردن قباکه بایلچیکری آمده بود و غضب نمودنسراسر سخنهای او باز راند
  3. بخش ۱۱ - در گریختن ایلچی از بند صوفبهنگام خفتن یکی پیش بند
  4. بخش ۱۲ - مثلچه خوش گفت درزی بیک جامه پوش
  5. بخش ۱۳ - در چریک انداختن و لشکر آوردن از اطرافچریک ملابس زهر کشوری
  6. بخش ۱۴ - گفتار در بیان انکه اینمعارضه و این داوری در چه فصل بودبوقت بهاری بد این گفتگو
  7. بخش ۱۵ - در کوچ کردن کمخا و اسبها را طلب داشتنکمیتی در آورد کمخا دلیر
  8. بخش ۱۶ - خواب دیدن جامه خواب و تعبیر آنشبی دید ناگه لحافی به خواب
همه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا) ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.