پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

بخش ۱۵ - در کوچ کردن کمخا و اسبها را طلب داشتن

کمیتی در آورد کمخا دلیر

زوالای بادصبائی بزیر

مطبق براسبی زخسقی نشست

که جزوی نبد سرخ خنگی بدست

یکی تافته از برای کتل

نهادند داغ اتو بر کفل

مجرح بدش اختجی با دوال

که همراه گردد بوقت رحال

دگر بقچه برابرش صندلی

نشسته همی کرد تخت ملی

مدول یکی اطلس بانژاد

برآمد بگلگون والا چو باد

مقرر شدانکه بهر روی بر

که باشد الاغ خودش زآستر

نبودش یکی خام شوره نورد

ببارش ببستند هم در نورد

یک صوفک و خاصک دلپذیر

در آن خیل و امانده بی بارگیر

مگر جقه بود آنجا حکم

بگفتا روند این دو بر پشت هم

بدادند خانشاهی آنکوست خاص

زخود رنگ یک بارگیریش خاص

بر آن بر نهادند از آن پس بخیل

که همجنس گیرد بهمجنس میل

ولی زردک قاری بینوا

بدش کاسری پاره وان در ملا

زبانگ قصاره بکرباس راست

چو در جنگ از اسبها شیهه خاست

برون برد بار و بنه جامه خواب

بزد چارشب خیمه بی طناب

منادی زن چرخ قز بانگ زد

که ای رختها زانکه عینید وزد؟

زسلطان کمخا چنانست جار

کزین قیتل آنکس که جوید فرار

و یا دارد امروز پوشیده رو

نیاویزمش بر سر چارسو

ادامه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

  1. بخش ۱۷ - در لشکر آراستن صوفوزان روی صوف از پی کارزار
  2. بخش ۱۸ - در جنغی زدن صوف با پوستینهابه پیوست باصوف موئینها
  3. بخش ۱۹ - سوگند دادن صوف بسقرلاط و سنجابسقرلاط و سنجاب را خواندند
  4. بخش ۲۰ - آهنگ نمودن صوف به پیکار کمخاپس انگه مقرر شد ازداوری
  5. بخش ۲۱ - بزیارت خرقه رفتن و حاجت خواستن صوف ازرختهابشد بهر حاجت بر خرقه صوف
  6. بخش ۲۲ - رزم صوف و کمخایکی دیده بان از علم بر منار
  7. بخش ۲۳ - رفتن پهلوان پنبه در معرض هلاک و عزاداشتن تن جامه و کرباس برویبشد پهلوان پنبه اندر نبرد
  8. بخش ۲۴ - رزم کمخا بصوفسه روز و سه شب درهم آویختند
همه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا) ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.