پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

بخش ۲۱ - بزیارت خرقه رفتن و حاجت خواستن صوف ازرختها

بشد بهر حاجت بر خرقه صوف

بدش درعقب ارمک فیلسوف

نمد تکیه زیلو گرفته بدی

همی همرهش هر کجا کو شدی

قرین گشته سجاده باصفا

بد از پیش مسواک و از پس عصا

برگوشه گیر نمد شد نخست

زپیر حصیری مهمات جست

بگفتا سزد بوریا نیز دید

زهمت نمد را بخود در کشید

زار باب صفه کسی کو خبر

بپرسد ندانم جز اینها دگر

بدش نذر از بهر حاجت روا

که روغن برد جامه چرب را

چراغی هم از کیف گلگون بجیب

نهد تا رسد روشنائی زغیب

ادامه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

  1. بخش ۲۳ - رفتن پهلوان پنبه در معرض هلاک و عزاداشتن تن جامه و کرباس برویبشد پهلوان پنبه اندر نبرد
  2. بخش ۲۴ - رزم کمخا بصوفسه روز و سه شب درهم آویختند
  3. بخش ۲۵ - در صلح انداختن ارمک میان کمخا وصوفچو ننمود رو هیچ فنح و فلاح
  4. بخش ۲۶ - در مذمت قماشهای قلب گویدقماشی که از تل بود روی آن
  5. بخش ۲۷ - در خاتمه کتاب و وصف الحال گویددرین فتنه کافشاند عقل آستی
همه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا) ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.