پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

بخش ۲۵ - در صلح انداختن ارمک میان کمخا وصوف

چو ننمود رو هیچ فنح و فلاح

بشد ارمک آنجا زبهر صلاح

دری چند از دگمه با خود ببرد

که نتوان شمردن چنین کار خورد

وزآنجا خبر شد که ارمک رسید

بسی جامه کمخا بپایش کشید

گرفت او همی دامنش زانبساط

کشید آستین وی این ازنشاط

مقرر نمودند با یکدیگر

که هر یک بفصلی بود تا جور

شود آن یکی شاه رخت بهار

بود در خزان این یکی شهریار

ولیکن لباسات قلب از میان

زدندی گره هر دم از ریسمان

که جائی نخواهد رسید این سخن

نخواهد شد این گفتگوها کهن

ادامه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

  1. بخش ۲۷ - در خاتمه کتاب و وصف الحال گویددرین فتنه کافشاند عقل آستی
همه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا) ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.