پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

بخش ۲۳ - رفتن پهلوان پنبه در معرض هلاک و عزاداشتن تن جامه و کرباس بروی

بشد پهلوان پنبه اندر نبرد

زمیدان دامان برآورد گرد

بگفتا سلاحمم به ببینید تنک

که من چند مرده حلاجم بجنگ

من آنم که اطلس و والا چو دست

بگردن در آرند با هم نشست

در آنجا شوم محرم دخل و ساز

میانشان بخشم بآرام و ناز

من آنم که در بیشه جامه خواب

برم گرگ سرما نیاورد تاب

هم از دولتم جبه را فربهیست

نهالی و بالش بفر و بهی است

مرا چون در آجیده میلک نهند

ببخت من انگشت کاری کنند

زنی چون در آرایش افزار من

به بیند شود سست و بیخویشتن

کد وروی گرزی بزد بر سرش

که چون گرد شد بر همه پیکرش

چو کرباس او را بدانحال دید

بباره شد و ناله بر کشید

یکی ریسمان بود بر گردنش

دریده بتن گشته پیراهنش

بپوشید تن جامه در تن سیه

بگفتا که ای پشت گرم سپه

کنون کارکرباس گشت از تو خام

بود بی وجودت قبا ناتمام

چرا بر تو پشمینه را دل نسوخت

که این ضرب کاری بجانت سپوخت

نمد زین مبیناد روی سفید

جل خرسک از وی شود نا امید

مربع بقبرش بماناد صوف

زقرساق و پاچه جداباد صوف

بگرماوه بگریست فوطه زغم

هی چبد گلکینه دردش بدم

رسانید عین البقر چشم شور

نهادندش انکه بپایش بگور

ادامه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

  1. بخش ۲۵ - در صلح انداختن ارمک میان کمخا وصوفچو ننمود رو هیچ فنح و فلاح
  2. بخش ۲۶ - در مذمت قماشهای قلب گویدقماشی که از تل بود روی آن
  3. بخش ۲۷ - در خاتمه کتاب و وصف الحال گویددرین فتنه کافشاند عقل آستی
همه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا) ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.