پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

تا دوخت چاره گر جگر چارپاره را

از بخیه خنده بر دم تیغ ست چاره را

با اضطراب دل ز هر اندیشه فارغم

آسایشی ست جنبش این گاهواره را

چون شعله هم ز روی تو پیداست خوی تو

تا کی به تاب باده فریبی نظاره را

سرگرم مهر شد دل چرخ ستیزه خو

چندان که داغ کرده جبین ستاره را

دانی که ریگ باده غم روان چراست؟

اینجا گسسته اند عنان شماره را

گیتی ز گریه ام ته و بالاست بعد ازین

جویند در میانه دریا کناره را

ای لذت جفای تو در خاک بعد مرگ

با جان سرشته حسرت عمر دوباره را

جوهر دمید ز آینه دلخسته تا کجا

دزدد به خود ز بیم نگاهت اشاره را؟

خونم ستاده بود به درد فسردگی

دل داد پایمردی تیغت گدازه را

شمع از فروغ چهره ساقی در انجمن

چون گل به سرزده ست ز مستی نظاره را

بنگر نخست تا ستم از جانب که بود

با شیشه داوری پی داد است خاره را

داغم ز بخت گر همه اوج اثر گرفت

آه از سپهر ریخت به فرقم اشاره را

غالب مرا ز گریه نوید شهادتی ست

کاین سبحه رنگ داد به خون استخاره را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳به پایان محبت یاد می آرم زمانی را
  2. شمارهٔ ۲۴پس از کشتن به خوابم دید نازم بدگمانی را
  3. شمارهٔ ۲۵قضا آیینه دار عجز خواهد ناز شاهی را
  4. شمارهٔ ۲۶باده مشکبوی ما بید و کنار کشت ما
  5. شمارهٔ ۲۷گر بیایی مست ناگاه از در گلزار ما
  6. شمارهٔ ۲۸به گیتی شد عیان از شیوه عجز اضطرار ما
  7. شمارهٔ ۲۹خوش وقت اسیری که برآمد هوس ما
  8. شمارهٔ ۳۰چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.