پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

تعالی الله به رحمت شاد کردن بی‌گناهان را

خجل نپسندد آزرم کرم بی‌دستگاهان را

خوی شرم گنه در پیشگاه رحمت عامت

سهیل و زهره افشانده ز سیما روسیاهان را

زهی دردت که با یک عالم آشوب جگرخایی

دود در دل گدایان را و در سر پادشاهان را

به حرفی حلقه در گوش افگنی آزادمردان را

به خوابی مغز در شور آوری بالین‌پناهان را

ز شوقت بی‌قراری آرزو، خارا نهادان را

به بزمت لای‌خواری آبرو، پرویزجاهان را

به بزمت شادم اما زین خجالت چون برون آیم؟

که رشکم، در جحیم افگند، خلد آرامگاهان را

به دل‌ها ریختی یکسر شکستن هم ز یزدان دان

که لختی بر خم زلف و کله زد، کج‌کلاهان را

بنازم خوبی خونگرم محبوبی که در مستی

کند ریش از مکیدن‌ها زبان عذرخواهان را

به می آسایش جان‌ها بدان ماند که ناگاهان

گذر بر چشم افتد، تشنه‌لب گم‌کرده‌راهان را

ز جورش داوری بردم به دیوان، لیک زین غافل

که سعی رشکم از خاطر برد نامش گواهان را

گسست تار و پود پرده ناموس را نازم

که دام رغبت نظاره شد رسوانگاهان را

نشاط هستی حق دارد از مرگ ایمنم غالب

چراغم چون گل آشامد نسیم صبحگاهان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱تا دوخت چاره گر جگر چارپاره را
  2. شمارهٔ ۲۲دل تاب ضبط ناله ندارد خدای را
  3. شمارهٔ ۲۳به پایان محبت یاد می آرم زمانی را
  4. شمارهٔ ۲۴پس از کشتن به خوابم دید نازم بدگمانی را
  5. شمارهٔ ۲۵قضا آیینه دار عجز خواهد ناز شاهی را
  6. شمارهٔ ۲۶باده مشکبوی ما بید و کنار کشت ما
  7. شمارهٔ ۲۷گر بیایی مست ناگاه از در گلزار ما
  8. شمارهٔ ۲۸به گیتی شد عیان از شیوه عجز اضطرار ما
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.