پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶

خطت دمید از اثر دود آه ما

شد آه ما نتیجه روز سیاه ما

ما را به جرم عشق تو کشتند منکران

سرمایهٔ ثواب شد آخر گناه ما

ما خون‌بهای خویش نخواهیم روز حشر

گر باز بر جمال تو افتد نگاه ما

شاهد ضرور نیست شهیدان عشق را

گو هیچ دم مزن ز شهادت گواه ما

قانع شدم به نیم نگه لیکن از غرور

مشکل نظر کند به گدا پادشاه ما

چشمش نظر به حالت دل‌خستگان نکرد

یا رب کسی مباد به حال تباه ما

گفتم که چیست سلسله جنبان فتنه، گفت

ماری که خفته است به زیر کلاه ما

گفتم که آب دیده ما چاه می‌شود

گفتا اگر به دیده کشی خاک راه ما

دانی که چیست نیر اعظم فروغیا

کمتر فروغ طلعت تابنده ماه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸ای زلف تو بر هم زن فرزانگی ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۹ای کاش جان بخواهد معشوق جانی ما
  3. غزل شمارهٔ ۵۰یار بی پرده کمر بست به رسوایی ما
  4. غزل شمارهٔ ۵۱اولم رام نمودی به دل آرامی‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۵۲پایه عمر گران‌مایه بر آب است برآب
  6. غزل شمارهٔ ۵۳اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشب
  7. غزل شمارهٔ ۵۴دوش در آغوشم آمد آن مه نخشب
  8. غزل شمارهٔ ۵۵از جلوهٔ حسنت که بری از همه عیب است
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.