پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

چون خاک می‌شود به رهت جان پاک ما

بگذار نخوت از سر و بگذر به خاک ما

یا رب که دامن تو نگیرد به روز حشر

خونی که ریختی ز دل چاک چاک ما

دردا که هیچ در دل سختت اثر نکرد

اشک روان و آه دل دردناک ما

تاکی که با خیال تو در خاک می‌کنیم

خم‌خانه مست می‌شود از فیض تاک ما

دل شد شریک غصهٔ ما در طریق عشق

غیرت اگر بهم نزند اشتراک ما

دیدیم روی قاتل خود را به زیر تیغ

سرمایهٔ سلامت ما شد هلاک ما

تا تکیه کرده‌ایم فروغی به لطف دوست

از خصمی فلک نبود هیچ باک ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷چشم بیمار تو شد باعث بیماری ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۸ای زلف تو بر هم زن فرزانگی ما
  3. غزل شمارهٔ ۴۹ای کاش جان بخواهد معشوق جانی ما
  4. غزل شمارهٔ ۵۰یار بی پرده کمر بست به رسوایی ما
  5. غزل شمارهٔ ۵۱اولم رام نمودی به دل آرامی‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۵۲پایه عمر گران‌مایه بر آب است برآب
  7. غزل شمارهٔ ۵۳اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشب
  8. غزل شمارهٔ ۵۴دوش در آغوشم آمد آن مه نخشب
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.