پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸

ای زلف تو بر هم زن فرزانگی ما

وین سلسله سرمایهٔ دیوانگی ما

سر بر دم تیغ تو نهادیم به مردی

کس نیست درین عرصه به مردانگی ما

با ما نشدی محرم و از خلق دو عالم

سودای تو شد علت بیگانگی ما

آن مرغ اسیریم به دام تو که خوردند

مرغان گلستان غم بی دانگی ما

گفتم که کسی نیست به بیچارگی من

گفتا که بتی نیست به جانانگی ما

گفتم که بود قاتل صاحب‌نظران، گفت

چشمی که بود منشا مستانگی ما

عالم همه را سوخت به یک شعله فروغی

شمعی که بود باعث پروانگی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰یار بی پرده کمر بست به رسوایی ما
  2. غزل شمارهٔ ۵۱اولم رام نمودی به دل آرامی‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۵۲پایه عمر گران‌مایه بر آب است برآب
  4. غزل شمارهٔ ۵۳اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشب
  5. غزل شمارهٔ ۵۴دوش در آغوشم آمد آن مه نخشب
  6. غزل شمارهٔ ۵۵از جلوهٔ حسنت که بری از همه عیب است
  7. غزل شمارهٔ ۵۶عمری که صرف عشق نگردد بطالت است
  8. غزل شمارهٔ ۵۷هر گه آن خسرو زرین کمر از جا برخاست
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.