پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۸

تیغ به دست آمدی و مست شرابی

تشنهٔ خون کدام خانه خرابی

حسن تو بدرید پرده‌های وجودم

عشق تو نگذاشت در میانه حجابی

آه منی یا جهنده شعلهٔ آتش

اشک منی یا ز دیده چشمهٔ آبی

ای که به برهان عقل، منکر عشقی

با تو چه گویم که در شمار دوابی

دل ز غمت آخرم به ناله درآمد

من که ننالیده‌ام ز هیچ عذابی

زان به خطا کشتیم که کس نشنیده

ترک خطایی رود به راه صوابی

چشم تو خون بی حساب کرده ولیکن

جرم تو ناورده کس به هیچ حسابی

آه که در محفلت ز شرم محبت

نیست مرا جرات سؤال و جوابی

گر به حقیقت نه ای تو عمر فروغی

بهر چه پیوسته مستعد شتابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۰دلم افتاد به دنبال سوار عجبی
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۱پرده برانداختی، چهره برافروختی
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۲هر مرغ کز آن گلبن نو باخبرستی
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۳ای صورت زیبا که به سیرت ملکستی
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۴کسی که دامنش آلودهٔ شرابستی
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۵صورتت یک باره آزادم نمود از قید هستی
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۶مسجد مقام عجْب است، میخانه جای مستی
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۷چه خلاف سر زد از ما که درِ سرای بستی
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.