پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۵

تابش صبح بناگوشش ببین

مهر و مه را خانه بر دوشش ببین

حلقهٔ زلف زره سازش نگر

جلوهٔ سرو قبا پوشش ببین

نوک مژگان سیاهش را نگر

آلت خون سیاووشش ببین

تشنه کامان محبت را نگر

آب حیوان در لب نوشش ببین

تا کشیده حلقهٔ سیمین به گوش

عالمی را حلقه در گوشش ببین

زلف و چشمش خلق را دیوانه کرد

فتنهٔ عقل آفت هوشش ببین

ماه بی مهر فروغی را نگر

خاطر عاشق فراموشش ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۷گر کانِ نمک خواهی لعل نمکینش بین
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۸چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بین
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۹گر خون من ز شیشه بریزد به جام او
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۰از بس که در خیال مکیدم لبان او
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۱هر کس که نهد پای بر آن خاک سر کو
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۲به زیر تیغ نداریم مدعا جز تو
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۳من بندهٔ آنم که ببوسد دهن تو
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۴ای فتنه دست پرور چشم سیاه تو
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.