پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

قصاید

سجده فرشتگان و سرکشى ابلیس

پس امر شد ملائکه را سجده آورید

این قالب خلیفه بگزیده مرا

فی الفور در سجود فتادند سر به سر

جز دیو سرکشی که نمود از سجود ابا

گفتا که او ز خاک بود من ز آتشم

چون زاده اثیر شود ساجد ثرا

حق گفت لعن بر تو و بر تابعان تو

از اهل کبر و اهل حسد بنده هوا

گفتا که مهلتم بده از بهر رهزنی

تا انتقام خود کشم از خاکزادها

گفتا ز بندگان منت دست کوته است

تا وعده جزا توئی و بنده هوا

جای شما جهنم و کار شما ضلال

سوزید تا شود به شما پخته کار ما

آدم سپاس و حمد و ثنا گفت و شکر کرد

بر سجده ملائک و بر لعن من ابا

آنگه ز فاضل گل او ساخت صورتی

مانند او ولی به انوثت از او جدا

ادامه‌ی قصاید

  1. نهى از خوردن میوه درخت ممنوع‏پس از جناب قدس رسیدش بشارتی
  2. درخت ممنوع درخت علم بودآدم چو دید مکرمت و سجده و بهشت
  3. درخت علم مخصوص اهلبیت عصمت بودآدم ز حسن و بهجت آن در شگفت ماند
  4. عظمت مقام ائمه هدى (ع)آدم ز رشک کرد تمنای علمشان
  5. آدم فریب ابلیس نخوردابلیس دید کآدم خاکی بزرگ شد
  6. نزدیک شدن حوا به درخت ممنوعمأیوس شد ز آدم و شد سوی زوجه‏‌اش
  7. حوا فریب خورد و آدم را فریب داد؟حوا چو دید ایمنی راه و رفع منع
  8. تبعید آدم و حوا از بهشت‏امر آمد از جناب الهی که اهبِطوُا
همه‌ی قصاید ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.