پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

قصاید

تبعید آدم و حوا از بهشت‏

امر آمد از جناب الهی که اهبِطوُا

نازل شوید سوی زمین هر چهار تا

شد دیو حیه و آدم و حوا به جان و تن

این دو عدوی آن دو و آن نیز مثل ذا

اولاد این دو دشمن اولاد آن دو نیز

اولاد آن دو نیز مر این قوم را عدا

آدم به گریه آمد و صد سال می‏گریست

تا توبه ‏اش به گریه پذیرد مگر خدا

بگریست آن‏قدر که به خدّش پدید شد

اخدودها روان شد مانند نهرها

گفتا که تن علیل شد و جان ذلیل شد

بر من ببخش و رحم کن ای غافر الخطا

ادامه‌ی قصاید

  1. توبه آدم و قبول آنآدم قبول کرد و دگر توبه تازه کرد
  2. اعتراف فرشتگان به عجز خودآنگه به معجبان ملائک خطاب کرد
  3. عهد و میثاق بندگان با خدا در عالم ذرپس دست قدرت از قِبَلِ حق نهاده شد
  4. قصیدهٔ ۲ - در قائم بودن جهان به وجود امام زمان علیه السلامسماء و ارض و ملائک نجوم و شمس و قمر
  5. قصیدهٔ ۳ - بشارت به ظهور مهدى موعود و منقبت آن زبده موجودمژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست
همه‌ی قصاید ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.